خرید دستگاه طراحی ناخن مانیا
تلمبه باد


شاهیش بی
اندازه و بیحد و کران باد
هر شاه که یکروز میان بسته به شاهی
در خدمت فرخنده
او بسته میان باد
امروز جهاندار و خداوند جهان اوست
همواره جهاندار و خداوند جهان باد
از مشرق تا مغرب رایش به همه جای
گه شاه برانگیز و گهی شاه نشان باد
هر ماه به
شهری علم شاهی شاهان

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن
بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن

شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

دارم سر  پرواز در آفاق تو، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
باران من خاک شو و بارورم کن

افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن

پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن

شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن

حسین منزوی


ه بدو شاد بود شاد روان باد
در خانه
بدخواه به نفرینش نو نو
هر روز دگر محنت و دیگر حدثان باد
وانکس که هزیمت شد ازین خسرو و جان برد
چون از غم جان رسته شد، اندر غم نان باد
تا در تن و بازوی کسی زور و توانست
اندر تن و بازوی ملک زور و توان باد
چونانکه کران نیست
شمار هنرش را